تبليغاتX
وسوسه ای برای زندگی

وسوسه ای برای زندگی

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

پیوندهای روزانه

کارت پستالهای برج میلاد
تصاویر دیدنی ماهواره ای از دریای خزر و رشته کوه البرز
عکسهای یانگوم
یه ست کردن بسیار جالب شما
شکل گیری نامهای شرکتهای مهم دنیا
پایگاه اطلاع رسانی حسین انصاریان
کاندیداهای راننده زن 2006
مراحل شلیک یک گلوله
یه فیلتر شکن توپ
کتابهایی دیگر

آرشیو پیوندهای روزانه


شدیداً به آهنگ ها اطفهانی علاقمند شدم

دیگه از خستگیام خسته شدم
دیگه از ببستگیام بسته شدم بسته شدم
میزنم تیغ بند بستگی
مگه آزاد بشم ز خستگی
مگه آزاد بشم ز خستگی

بسته تنهایی دیگه توی قفس
بسه این قفس بدون همنفس
دیگه بسه تشنگی بدون آب
خوردن فریب و نیرنگ سراب
واسه هر کی دل من تنگ می شه
تا میفهمه دلش از سنگ میشه
واسه هر کی دل من تنگ می شه
تا میفهمه دلش از سنگ میشه

دوستی از رو زمین پاک شده
مردی و مردونگی خاک شده

هر کی فکر خودشه تو این زمون
تو نخ آب یخ و گرمی نون
هر کی فکر خودشه تو این زمون
تو نخ آب یخ و گرمی نون

باید حرف دلمو گوش کنم
غمه دنیارو فرا موش کنم
دستمو بلند کنم به آسمون
خودمو رها کنم از این و اون
دلمو جدا کنم از آدما
سینمو پر کنم از یاد خدا
دلمو جدا کنم از آدما
سینمو پر کنم از یاد خدا

دیگه بسه دیگه بسه انتظار
ابر رحمت به سر دنیا ببار
شب تار شب تار شب تار
آسمون! خورشیدو بردار و بیار
دیگه بسه دیگه بسه انتظار
ابر رحمت به سر دنیا ببار
شب تار شب تار شب تار
آسمون! خورشیدو بردار و بیار
دیگه بسه دیگه بسه انتظار
ابر رحمت به سر دنیا ببار
شب تار شب تار شب تار
آسمون! خورشیدو بردار و بیار

می تونم این جمله رو هم بگم

حالا که به دلت لگد زدی به امروز زیباترو با دقت تر بنگر

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 9:47  توسط انجل  | 

تا حالا شده ناخواسته مزاحم زندگی کسی بشین تا حالا شده بخواین از موندن کنار عزیزترین کسانتون فرار کنین تا شاید اون ظلم ناخواسته رو با کم رنگ شدن وجود شما کنار خودشون فراموش کنن یا یه جورایی گرد فراموشی بهش بگیره ، تا حالا شده یه عذاب وجدان زجر آور تا آخر عمر باهاتون باشه ، تا حالا شده نتونین این عذاب وجدانو بهیچ وجه جبران کنین ، تا حالا شده هر وقت باب اینگونه صحبتها بشه شما خودتونو بیچاره ترین و ظالم ترین فرد بدونین ، تا حالا شده کسانی رو که باعث این کار شدن نتونین ببخشین ، تا حالا شده بخواین برین گم شین ، تا حالا شده تمام موفقیتهای زندگیتون حالتونو بهم بزنه ، تا حالا شده بجایی برسین که هر بدی رو تو خودتون ببینین حتی عوضی ترین آدمها رو تو یه نقطه از زمان برتر از خودتون بدونین شاید فقط به این خاطر که اونا جای جبران دارن و تو نداری ، تا حالا شده به خاطر عذاب وجدانتون مهر سکوت به لبهاتون بزنین ، تا حالا شده به خاطر نادانیتون بار سنگینی روبدوش بکشین.

من خیلی وقته این احساس کشنده رو دارم واسه همین خودمو مستوجب خیلی از سختیها می دونم شاید حقم باشه و شاید نه دو چیز تسکینم می ده فراموشی و فراموش شدن.

شاید هم روزی فرار

مکن کاری که از موندن ننگت آیو                             جهان با این فراخی تنگت آیو

بیت دومشو نمی نویسم چون نمی دونم من واقعاً یه گناه کارم یا نه نمی دونم شاید تو نامه اعمالم ثبت نشه شاید در جایی تقاصشو پس بدم شاید کسی دیگر ناخواسته و از روی نادانی دنیای زیبای منو خراب کنه.

سعی می کنم فرار کنم به کجا نمیدونم شاید به ناکجا آباد.

ولی می تونم بگم تاریکترین و سیاه ترین احساس زندگیم اینه.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 14:41  توسط انجل  | 

امروز روز بزرگداشت فردوسی هست من هم پاره ای در این باره تهیه کردم

حکیم ابوالقاسم حسن بن علی طوسی معروف به فردوسی ، شاعر حماسه‌سرای ایرانی و گویندهٔ شاهنامه فردوسی است که مشهورترین اثر حماسی فارسی است و طولانی‌ترین منظومه به زبان فارسی تا زمان خود بوده‌است. او را از بزرگ‌ترین شاعران فارسی‌گو دانسته‌اند. پدر فردوسی دهقان بود که در آن زمان به معنی ایرانی‌تبار و نیز به معنی صاحب ده بوده‌است که می‌توان از آن نتیجه گرفت زندگی نسبتاً مرفهی داشته‌است. در نتیجه خانوادهٔ فردوسی احتمالاً در کودکی مشکل مالی نداشته‌است و نیز تحصیلات مناسبی کرده‌است. بر اساس شواهد موجود از شاهنامه می‌توان نتیجه گرفت که او جدا از زبان فارسی دری به زبان‌های عربی  و پهلوی نیز آشنا بوده‌است. به نظر می‌رسد که فردوسی با فلسفه یونانی نیز آشنایی داشته‌است.

من موفق به خواندن کامل شاهنامه نشده ام ولی هراز گاهی قسمتهایی از شاهنامه رو مطالعه کردم ولی این بخش از شاهنامه که مربوط به ضحاک است خیلی منو تحت تاثیر گذاشت و اینطور که روایت هست اولین بیرقی که برای اتحاد علیه شاه ظالم برافراشته شده در شاهنامه آمده و توسط کاوه  آهنگر بوده

ستم دیده را پیش او خواندندبد

و گفت مهتر بروی دژم

خروشید و زد دست بر سر ز شاه

یکی بی​زیان مرد آهنگرم

تو شاهی و گر اژدها پیکری

که گر هفت کشور به شاهی تراست

شماریت با من بباید گرفت

مگر کز شمار تو آید پدید

که مارانت را مغز فرزند من

سپهبد به گفتار او بنگرید

 

بر نامدارانش بنشاندند

که بر گوی تا از که دیدی ستم

که شاها منم کاوهی دادخواه

ز شاه آتش آید همی بر سرم

بباید بدین داستان داوری

چرا رنج و سختی همه بهر ماست

بدان تا جهان ماند اندر شگفت

که نوبت ز گیتی به من چون رسید

همی داد باید ز هر انجمن

شگفت آمدش کان سخنها شنید

 

 در این بین ضحاک پسرش رو بهش می بخشه و ...

چو کاوه برون شد ز درگاه شاه

همی بر خروشید و فریاد خواند

ازان چرم کاهنگران پشت پای

همان کاوه آن بر سر نیزه کرد

خروشان همی رفت نیزه بدست

کسی کاو هوای فریدون کند

بپویید کاین مهتر آهرمنست

بدان بیبها ناسزاوار پوست

همی رفت پیش اندرون مرد

گردبدانست خود کافریدون کجاست

بیامد بدرگاه سالار نو

چو آن پوست بر نیزه بر دید کی

بیاراست آن را به دیبای روم

بزد بر سر خویش چون گرد ماه

برو انجمن گشت بازارگاه

جهان را سراسر سوی داد خواند

بپوشند هنگام زخم درای

همانگه ز بازار برخاست گرد

که ای نامداران یزدان پرست

دل از بند ضحاک بیرون کند

جهان آفرین را به دل دشمن است

پدید آمد آوای دشمن ز دوست

جهانی برو انجمن شد نه خرد

سراندر کشید و همی رفت راست

بدیدندش آنجا و برخاست غو

به نیکی یکی اختر افگند پی

ز گوهر بر و پیکر از زر بوم

یکی فال فرخ پی افکند شاه

 

دو قسمت مجزا رو انتخاب کردم تا زیاد طولانی نشه

اگه کسی مشهد نرفته آرامگاه فردوسی توصیه می کنم یه سر بره

باقی بقایتان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 12:59  توسط انجل  | 

این روزها دوباره برگشتم به زمانهایی که فیلم زیاد می دیدم دیروز یه فیلم خنده دار دیدم Hot Cheiok

یه نکته جالب توی فیلمهای خارجی می تونم بگم روابط بین جنسهای مخالفه که این رگ غیرت را انگار از مرداشون گرفتن در بعضی فیلمها تصورم این بود شاید یه جور بزرگنمایی دارن ولی تجربه به من ثابت کرد که حتی اونا تو نمایش زندگی خانواده های بسیار معمولی جامعه هم بسیار راحت با این مسئله برخورد می کنن. نکته جالب اینه که خانمها برای تحریک دوست پسرهاشون و حتی برای تحریک همسرشون که عشق و علاقشونو نسبت به خودشون بیشتر کنن از یه مرد دیگه استفاده می کنن و عکس العمل آقایون هم عشق بیشتر هست حالا تو ایران اگه اینطور باشه رگ غیرت مردها متورم می شه اول پسره رو می کشن بعد دخترو بعد هم اگه راه داشته باشه خودشونو. نکته جالب توجه تر در این مردهای ایرانی اینه که جدیداً مثل مردهای اروپایی فکر می کنن البته برای دختر مردم واسه خواهر و مادر خودشون ایرانین.

 پ .ن

روزي که دختر 5 سال و 8 ماهه مادر شد!

 لينا، جراردو و دکتر لوزادا 11 ماه پس از زاييدن

لينا، جراردو و دکتر لوزادا 11 ماه پس از زاييدن

لينا مدينا كه 27 سپتامبر 1933 در منطقه آندز كشور پرو (آمريكاي لاتين) به دنيا آمده بود 14 ماه ماه 1939 (در 5 سال و هشت ماهگي) در بيمارستان با عمل سزارين كه توسط دكتر «لوزادا» صورت گرفت يك پسر 2 كيلو و هفتصد گرمي كاملا سالم و طبيعي به دنيا آورد كه نامش را «جراردو» گذاردند. اين نخستين زاييمان از اين دست است که در تاريخ بشر ثبت شده است. خانواده لينا قبلا تصور مي كردند كه در شكم او يك تومور و يا «كيست» است كه هر روز بزرگتر مي شود و او را براي درمان اين تومور به بيمارستان برده بودند كه حاملگي تشخيص داده شد و در وقت معين، وضع حمل انجام شد.
     لينا كه در سال اول دبستان بود به تحصيل ادامه داد و در 39 سالگي ازدواج كرد و پسر ديگري به دنيا آورد.
     جراردو نخستين فرزند او كه 5 سال و 8 ماه از مادر كوچكتر بود در 40 سالگي بر اثر بيماري مغز استخوان كه ارتباط با حامله شدن مادر او در خردسالگي نداشت درگذشت. انتشار اين خبر و عكسهاي مادر 5 سال و هشت ماهه در جرايد آن زمان در سراسر جهان سبب شد كه خانواده ها نسبت به روابط اطفال خردسال نيز احتياط بيشتر كنند.

 منبع

مجله الکترونیکی روزانه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 8:59  توسط انجل  | 

خواهی که د ل د لبر تو نرم شود ؟ از خانه برون آید و بیشرم شود ؟
زاری مکن و زور مگو ، زر بفرست زر بر سر پولاد نهی نرم شود
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 10:12  توسط انجل  | 

آبشارهای نیاگارا ترکیبی از دو آبشار بسیار بزرگ می باشد که بر رودخانه نیاگارا واقع است. از لحاظ موقعیت جغرافیایی آبشار نیاگارا در مرز آمریکا و کانادا در جنوب استان انتاریو قرار دارد. آبشار بزرگتر اصطلاحا به آبشار کانادایی یا آبشار نعل اسب معروف است و آبشار کوچکتر به آبشار آمریکایی معروف است.


علت اصلی شهرت آبشار نیاگارا نه به علت ارتفاع آن بلکه به علت عریض بودن آن است. به طور متوسط نزدیک به ۱۱۰ هزار متر مکعب آب از آبشارها در دقیقه سرازیر می گردد.

آبشارهای ناگارا در بیست دقیقه ای شهر بوفالو آمریکا و نود دقیقه ای شهر تورنتو کانادا قرار دارد.

دید هوایی آبشار نیاگارا

ماخذ : ویکی پدیا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:5  توسط انجل  | 

ديروز را سوزانديم براي امروز ؟ امروزمان را گذرانديم براي فردا و فردايمان ديروزي ديگر !!! اين است بازي پوچ ما انسانها
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:43  توسط انجل  |