تبليغاتX
وسوسه ای برای زندگی

وسوسه ای برای زندگی

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

پیوندهای روزانه

کارت پستالهای برج میلاد
تصاویر دیدنی ماهواره ای از دریای خزر و رشته کوه البرز
عکسهای یانگوم
یه ست کردن بسیار جالب شما
شکل گیری نامهای شرکتهای مهم دنیا
پایگاه اطلاع رسانی حسین انصاریان
کاندیداهای راننده زن 2006
مراحل شلیک یک گلوله
یه فیلتر شکن توپ
کتابهایی دیگر

آرشیو پیوندهای روزانه


معلم انشاء به بچه ها میگه موضوع انشاء این دفعه اینه که: اگر مدیرعامل بودید چه میکردید؟ بعد میبینه همه تند و تند و با هیجان شروع کردند به نوشتن بجز یک نفر که نشسته و داره از پنجره بیرون رو تماشا می کنه، معلمه ازش میپرسه: چرا تو هیچی نمینویسی؟ بچه میگه: منتظرم تا منشی ام بیاد
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 22:52  توسط انجل  | 

هیچ وقت به خودت مغرور نشو ، برگها وقتی می ریزند که فکر می کنند طلا شدند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 11:44  توسط انجل  |